دوشنبه سوم بهمن 1390
بیا حواسمان را پرت کنیم
مال هرکس دورتر افتاد عاشق تر است
اول خودم
حواسم را بده تا پرت کنم
شنبه هفدهم دی 1390
سهراب سپهری
سه شنبه سیزدهم دی 1390
بلاتکلیف ،
دستپاچه،
نگران.
کاش می شد
ذره ای از اولین لحظه ها را بدزدیم
و در پنهان ترین گوشه ی لبخند ها مدفون شان کنیم
و ذره ذره فراموش کنیم دور از هم
چقدر آواره ایم...
دوشنبه دوازدهم دی 1390
اما صدای نفــــــــــــسهایـــت را از پشــــــــت
هیچ پنــــــــــــــجره و دیواری نمیشـــــــــنوم.
آســوده بخواب نازنیــــــــــــنم،
شـــــــــ ــ ـ ـــــــهر در امن و امان اســـــــت …
تنها خانهی من اســت که در آتــــش میســـــــــــــــــوزد. ..
چهارشنبه هفتم دی 1390
مگر تو چند نفر بودی ؟؟؟
شنبه سوم دی 1390
باران می بارد ،
به حرمت کداممان نمی دانم ؟
خدا با همه ی جبروتش امشب ناز می خرد ؛
نیاز کن ...
شنبه سوم دی 1390
که بار اول خواندمش ،
نفهمیدم که نوشته ای ،
دیگر دوستم نداری ....
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390
خودتون قضاوت کنید !!!
اگه پدری بچه ی خودش و از عمد بکش قصاص نمی شه و باید دیه بده ،
ولی اگه مادر قتل عمد کنه قصاص میشه !
اگه پدر از بچه اش دزدی کنه هیچ اتفاقی نمی افته !
اما اگه مادر این کار و کنه مجازات حد میشه ( یعنی مجازاتی که می کنن یه اندازه ایی داره )
این حقوق مساوی زن و مرد ! تو مملکت ما ست!
شنبه بیست و ششم آذر 1390
گاهی گمان نمی کنی ولی میشود،
گاهی نمیشودکه نمیشود،
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است،
گاهی نگفته قرعه به نام تومیشود،
گاهی گدای گدایی و بخت یارنیست،
گاهی تمام شهرگدای تومیشود ...
دکتر علی شریعتی
